عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
100
منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى )
هلاك را تنها از نقمت او بدانى ، و مشاهده كنى كه همهء حكم و امر و مشيت و قدرت از آن حقتعالى است ، لا غير . ] درجهء سوّم ، آن است كه انفراد [ و يگانگى و انحصار ] حق در مالك بودن حركت و سكون و قبض و بسط را شهود كنى ، [ يعنى مشاهده كنى كه حركت و سكون در ظهورات موجودات ، بدون واسطه ، از حقتعالى صادر مىشود . و مشاهده كنى حركت ، از اسم باسط و سكون ، از اسم قابض نشأت مىگيرد ، و هر قبض و بسطى تنها از خداوند است . ] و نيز بدانى و بشناسى كه حقتعالى است كه به تفرقه و جمع مىگرداند . [ مقصود از تفرقه ، نظر به اغيار و غيريت و نسبت دادن افعال به خلايق است ؛ و مراد از جمع ، مشاهدهء منسوب بودن افعال به حقتعالى است . و مراد شيخ آن است كه سالك بداند خداوند متعال است كه برخى را به سوى تفرقه و برخى ديگر را به سوى جمع مصروف مىسازد ، و هركه را بخواهد به مقام جمع هدايت مىكند ، و هركه را بخواهد ، با قرار دادن در حجاب تفرقه ، گمراه مىسازد . ] باب نهم : ثقه قال اللّه عزّ و جلّ : « فَإِذا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ . » الثقة سواد عين التوكّل ، و نقطة دائرة التفويض ، و سويداء قلب التسليم . خداوند عزّ و جلّ مىفرمايد : « و هنگامى كه بر او ترسيدى ، وى را در دريا بيفكن . » « 1 » ثقه مردمك چشم توكل است ، و نقطهء دايرهء تفويض و سويداى دل تسليم است . [ مقصود آن است كه ثقه ، خلاصه و لبّ توكّل و شريفترين و گرانبهاترين بخش توكل است ؛ چنانكه مردمك چشم ، شريفترين قسمت چشم است . و نيز ثقه خلاصه و لبّ و حقيقت تفويض است ، مانند مركز دايره ، نسبت به دايره . و به ديگر
--> ( 1 ) - 28 / 7 .